منوهای نصب در پنل مدیریت

خلاقیت و کارآفرینی

كارآفريني چيست ؟

كارآفريني چيست ؟ كارآفريني مفهومي است كه تا كنون از ديدگاههاي مختلف مورد بررسي قرار گرفته است و همه بر اين باورند كه كارآفريني موتور محركه توسعه اقتصادي كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه است . سه دليل مهم كشورها براي توجه به مقوله كارآفريني ، توليد ثروت ، توسعه تكنولوژي و اشتغال مولد است . در حالي كه در كشور ما به اشتباه اين مفهوم صرفاً با شتغال زايي مترادف شده و فقط براي حل مشكل اشتغال به سمت كارآفريني پيش مي رويم .

در اواخر دهه 70 در بسياري از كشورهاي پيشرفته به علت تغيير در ارزشها و گرايشها ي جامعه و البته تغييرات جمعيت شناختي ، موجي از كسب و كارهاي كوچك و افراد خود اشتغال به وجود آمد . به علت تاثيرات عميق اين پديده مطالعات زيادي از چهار ديدگاه اقتصاد ، مديريت ، جامعه شناسي و روان شناسي انجام شده است . با وجود قدمت بررسي كارآفريني و تلاش محققين فراوان ، مانند ساير مفاهيم علوم انساني ارائه تعريفي قطعي و مشخص براي آن ، كاري دشوار و حتي غيرممكن است . توجه به سير تكاملي اين مفهوم ، خود شامل نكات جالبي است . در سير تكاملي مفهوم كارآفريني ، عوامل زيادي مانند ريسك پذيري ، نوآوري و ….. به اين مفهوم اضافه شده است . در بخش حاضر ، براي درك بهتر كارآفريني ، سير تاريخي تعريف كارآفريني و تغيير نگرش به آن از ابتدا تا كنون مورد بررسي قرار مي گيرد.

كارآفرين كيست ؟

هرکس برای خود رؤيا و آرزويی دارد. همگی ما وقتی در خواب هستيم رؤيا می بينيم. گاه آن را به خاطر می آوريم و گاه نه. رؤياهای کارآفرينان تنها به رؤيا محدود نمی شود بلکه راهی است به سوی واقعيت.

زمان زيادی نيست که کلمات کارآفرين و کارآفرينی در رسانه های مختلف تکرار می شود و هر کس به سليقه خود از اين واژه جديد برای اشاره به مديران، افراد مؤفق، سرمايه داران، سرمايه گذاران، صادرکنندگان، دلال ها و تاجرانی استفاده می کند. هر چند هر کدام از اين افراد ممکن است کارآفرين باشند ولی هيچکدام مصداق کاملی برای اين مفهوم نيستند.

به راستی کارآفرين کيست؟ آيا کارآفرينان ويژگی های متمايزی از ديگر بازيگران صحنه اقتصاد دارند؟

نگاهی به مسير حرکت فعاليت های کارآفرينان، مبدأ و منشأ و حرکت و انرژی که در طول مسير آنان را تغذيه می نمايد در تصويری اجمالی از شخصيت کارآفرين ارائه شده است.

چه چيز باعث می شود که نشاط حرکت به لختی و سکون غلبه کند؟ آرزوی آن چيزی که امروز نيست ولی فردا می تواند باشد، اولين چيزی است که جمود کارآفرين را در هم می شکند. يعنی کارآفرين آرزومند است.

آنچه جهت و مسير کارآفرين را برای رسيدن به آرزوهايش تعيين می کند از درون او بر می خيزد. عزم او برای حرکت يا توقف و اقدام يا عدم اقدام، چيزی نيست که مولود شرايط، محيط يا اطرافيان باشد. يعنی کارآفرين کنترل درونی دارد.

او برای اينکه بتواند درست آن چه را که می انديشد عينيت بخشد و عزم خود را عملی کند بايد رئيس و کارفرمای خود باشد. يعنی کارآفرين نياز به استقلال دارد.

ذهن پويای او مرزهای از پيش تعيين شده و قالب های رايج را در هم می شکند و با وجودی که همان چيزی را می بيند که ديگران می بينند، اما چيزی را می انديشد که ديگران نمی انديشند. يعنی کارآفرين خلاق است.

وقتی که خلاقيت از ذهن به عمل منتقل می شود، نوآوری صورت می گيرد. نوآوری يعنی پيمودن راه نارفته، کسی که اولين بار راهی را می پيمايد، اولين کسی است که می تواند خبر مخاطرات راه را برای ديگران بياورد. يعنی کارآفرين خطرپذير است.

او به جای آن که منتظر ضمانت يک پايان موفق بماند، به فکر و تلاش خود تکيه می زند، به مشکلات حمله می کند و پيش می رود. يعنی کارآفرين منفعل نيست و برای استقبال از آينده روحيه ای تهاجمی دارد.

لحظه تصميم آغاز، تنها زمانی نيست که او با ريسک مخاطره مواجه می شود. ابهام يک پايان نامعلوم، بر هر قدم اين راه سايه می اندازد. يعنی کارآفرين قدرت تحمل ابهام دارد.

به استقبال فردا رفتن، آخر ماجرا نيست. کسی که آگاهانه و پيشاپيش خود را در ميدان مواجهه با مسائل می اندازد، بايد توان سخت کارکردن در شرايط پرتنش را هم داشته باشد. يعنی کارآفرين با وجود فشار زياد، کارآيی خود را حفظ می کند.

بايد گفت که تعريف مجموعه ای از صفاتی که کارآفرين ايده آل را به تصوير کشد، امکان پذير نيست و از طرفی هر کارآفرينی تمام ويژگی های بدست آمده در تحقيقات کارآفرينی را ندارد.

برخی ديگر از ويژگی هايی که محققين بسياری آنها را به عنوان ويژگی های کارآفرين برشمرده اند عبارتند از:
– آينده نگر بودن و داشتن چشم انداز: چشم انداز برای شخص کارآفرين کاملاًٌ شفاف و خالی از هر گونه ابهام بوده و لذا قابل انتقال به ديگران می باشد. داشتن چنين چشم اندازی به کارآفرين کمک می کند تا حرکتی مستمر و بدون سردرگمی و مستقيم به سمت هدف داشته باشد. علاوه بر اين چشم انداز قابل انتقال، ديگران را نيز در طی مسير همراه و مدديار او می نمايد.

– مصمم بودن: عزم راسخ کارآفرينان يکی ديگر از ويژگی های بارز آنهاست که انرژی و تعهد لازم برای کسب موفقيت را ايجاد می کند. کارآفرينان مصمم از ايده های جديد و فرصت ها و پيشنهادهای شغلی ديگر چشم پوشی می کنند و در مقابل به کاری که برای خود برگزيده اند پايبند می مانند. اين قطعيت کارآفرين را طی فرآيند راه اندازی از هر گونه شک و ترديد و دودلی مصون نگاه می دارد تا حدی که مخالفت نزديکان و آشنايان نيز نمی تواند در اراده آنان خللی وارد نموده بلکه دودلی ديگران نيز تحت تأثير اين قطعيت برطرف می شود.

– تمرکز: برای اينکه کارآفرين از انجام موفقيت آميز تمام طرح و برنامه ها و جزئيات کار مطمئن باشد، لازم است که همانند يک فوتباليست خوب که لحظه ای چشم از توپ بر نمی دارد در تمام لحظات با تمرکز بر چشم انداز، همه انرژی، وقت و ساير منابع را حول اين هدف مصروف نمايد.

– انگيزش: نياز خود شکوفايی يکی از مهمترين انگيزه های کارآفرينان در محقق کردن چشم انداز خود است. نتيجه اين نياز قوی اين است که در مسير حرکت به سوی هدف، هر چيز ديگری در اولويت پايين تری قرار می گيرد. در روابط شخصی، علايق خارج از اين چشم انداز و يا پروژه های باسود مالی زياد، همه از مواردی هستند که در مقايسه با هدف، اولويت پايين تری خواهند داشت. البته سود مالی بندرت انگيزه کارآفرينان قرار می گيرد چرا که پول به تنهايی نمی تواند انگيزه انجام تمام زحماتی باشد که در شروع يک فعاليت کارآفرينانه لازم است، هر چند معيار خوبی برای اندازه گيری موفقيت فعاليت کارآفرينان است.

– وقف و از خودگذشتگی: کارآفرينان همه زندگی خود را وقف کار می نمايند، بسيار سخت کوش هستند و پشتکار آنان مثال زدنی است در حقيقت آنان از کار در راستای هدف خود لذت می برند. داشتن چشم انداز روشن و ترکيب آن با خوش بينی و ريسک پذيری کارآفرينان، سخت کوشی و تعلق خاطر به کار را در آنان پديد می آورد.

دلايل مطرح شدن طرح توسعه كارآفريني چاپ

مطالعه و بررسی در زمينه اقدامات به عمل آمده در رابطه با موضوع کارآفرينی در کشورهای مختلف بيانگر اين است که دانشگاه ها در زمينه های آموزشی و پژوهشی پيشقدم بوده اند. لذا در ايران نيز چنين رسالتی برای دانشگاه ها متصور است. علاوه بر اين سيستم نظام آموزشی کشور ما، بويژه در بخش آموزش عالی با هدف تربيت نيروی انسانی متخصص برای بخش دولتی شکل گرفته است. اين مسئله موجب گرديده که فارغ التحصيلان بدون توجه و قصد بکارگيری آموخته ها و نيز قوه خلاقيت و ابتکار خود در راستای شروع کاری نو و ارائه محصول و يا خدمتی جديد، صرفاً به دنبال يافتن موقعيت های شغلی وارد بازار کار نيروی انسانی شوند.

اين در حالی است که در شرايط فعلی کشور ما جذب نيروی انسانی آماده به کار تقريباً متوقف شده است و بخش خصوصی نيز توان جذب فارغ التحصيلان آماده به کار را ندارد.
با توجه به اينکه يکی از پيامدهای مثبت پديده کارآفرينی اشتغال مولد می باشد، طرح توسعه کارآفريني با هدف رفع معضل فعلی کشور در زمينه بيکاری و نيز بهره مند شدن از ساير پيامدهای کارآفرينی همانند بروز خلاقيت ها ، توليد ثروت ، ايجاد، توليد و به کارگيری فناوری ، رشد اعتماد به نفس در بين دانشگاهيان و فارغ التحصيلان و جلوگيری از مهاجرت نخبگان ارائه شده است.

پیامدهای کارآفرینی :

پيامدهاي كارآفريني دامنه تاثيرات كارآفريني بر جامعه بسيار وسيع است . از تغيير در ارزشهاي اجتماعي تا رشد شتابان اقتصادي . محققين تغييرات مختلفي را كه كارآفريني در يك جامعه ايجاد مي كند ، بررسي كرده و آثار آن را از ديدگاه هاي متفاوت مورد بحث قرار داده اند .

برخي از اين تاثيرات عبارتند از : · اشتغال زايي· انتقال تكنولوژي · ترغيب و تشويق سرمايه گذاري· شناخت ، ايجاد و گسترش بازارهاي جديد· افزايش رفاه·

ساماندهي و اسفاده اثربخش از منابع پيامدهاي مثبتي كه توسعه كارآفريني در اقتصاد كشور ايجاد مي كند ، غير قابل انكار است . بسياري از محققان معتقدند كه ، كارآفرينان از رسيدن نظام اقتصادي به تعادل ايستا جلوگيري كرده و بواسطه رفتارهاي فرصتجويانه خود ، اقدام به فرصت سازي براي كليت نظام اقتصادي مي نمايند.

كارآفريني ، پايه هاي شكل گيري اقتصاد نوين :اقتصاد در ابتداي هزاره سوم ميلادي شاهد دگرگونيهاي شگرفي بوده است . انقلاب فنآوري اطلاعات و تغيير تركيب نيروي كار به نفع نيروهاي دانش – محور از زمره اين تغييرات است .شايد مهمترين روندي كه در اقتصاد ديده مي شود حركت به سوي يك نظام اقتصادي با ماهيت شبكه اي است .

در چنين اقتصادي ، كنترل و تخصيص منابع به صورت توزيع شده صورت مي گيرد و نقش شبكه هاي اجتماعي در رشد و توسعه اقتصادي به مراتب بيش از نظام متمركز برنامه ريزي دولتي خواهد بود .نقش كارآفرينان در رويكرد شبكه مدار به مراتب پررنگتر از رويكرد اقتصاد كلاسيك است . در اقتصاد نوين ، كارآفرينان در شبكه هاي اجتماعي نقش عناصر فعالي را ايفا مي كنند كه ارتقاي بازده سرمايه هاي مادي و انساني را فراهم مي آورند

اركان يك مركز كارآفريني

1. بخش ترويج و فرهنگ سازي
بخش ترويج به عنوان يكي از گروههاي مركز فرهنگ سازي ، حمايت و پشتيباني از افراد و گروههايي كه در سطح دانشگاه در زمينه كارآفريني فعاليت دارند يا استعداد اينگونه فعاليت ها را دارند را بعنوان سرلوحه فعاليت هاي خود قرار داده است.

ماموريت اين بخش ترغيب ،‌اطلاع رساني ، فراهم آوردن زير ساخت هاي بنيادي جهت فرهنگ سازي در زمينه كارآفريني و ارتقاء شناخت جامعه دانشگاهي نسبت به كارآفريني و كارآفرينان مي باشد. و از عمده ترين اهداف آن عبارتند از :
ايجاد ذهنيت و تصوير واضح از كارآفريني ، توسعه و گسترش مفاهيم عمده و پايه كارآفريني ، افزايش اعتماد بنفس و انگيزه براي ورود به فعاليت هاي جديد ، شناسايي دانشجويان و اساتيد خلاق و نوآور و فراهم كردن زمينه براي ورود آنها به فعاليتهاي كارآفرينانه ، معرفي علمي كارآفريني به عنوان يك ارزش جديد به عموم مردم ، ايجاد واحدهاي توليدي و خدماتي مختلف در دانشكده ها و فروش محصولات در نمايشگاه .

2. بخش مشاوره و حمايت
بسياري از دانشجويان خلاق ، مبتكر و كارآفرين علاقمندند تا در زمينه فعاليت هاي مورد علاقه و يا متناسب با رشته تحصيلي خود ، مشاوره هاي لازم را دريافت نمايند . در اين راستا گروه مشاوره كارآفريني در جهت ايجاد و يا تقويت انگيزه كارآفرينان و كمك و راهنمايي در جهت حصول به اهداف و برنامه هاي آنها كمك مي كند تا مسائل مورد علاقه و متناسب با زمينه تخصصي خود را انتخاب نمايند. اين مركز براي دستيابي به اين هدف مهم ، مي تواند با ايجاد هسته هاي مختلف ارتباط با صنعت ، خدمات و …. مشاوره هاي لازم را به دانشجويان ارائه نمايد تا دانشجويان مسائل و مشكلات واقعي مشاغل مورد علاقه خود را درك نمايند.

3. بخش آموزش
آموزش مهارت هاي كارآفريني يكي از جوانب مهم در گسترش كارآفريني است. يك ايده نو به تنهايي نمي تواند فرد را به يك كارآفرين تبديل نمايد چرا كه ايجاد و اداره يك كسب و كار جديد نياز به مهارتهايي دارد. به طور كلي اهداف مورد نظر در آموزش كارآفرين…
نخستین گام جهت شناخت و تبیین درست هر مفهوم یا پدیده، ارائه تعریف روشنی از آن است. کارآفرینی مانند سایر واژه‌های مطرح در علوم انسانی هنگامی قابل تحلیل و تبیین است که بتوان تعاریف روشن و مشخصی از آن ارائه کرد. در مورد کارآفرینی تعریف واحدی وجود ندارد و از ابتدای طرح آن در محافل علمی، تعاریف متفاوتی از دیدگاه‌های گوناگون برای آن بیان گردیده است. اکنون در عرصه جهانی افراد خلاق، نو‌‌آور و مبتکر به عنوان کار‌آفرینان منشاء تحولات بزرگی در زمینه‌های تولیدی و خدماتی شده‌اند که از ‌آنها به عنوان قهرمانان ملی یاد می‌شود. طی سال‌های 1960 – 1980 در هندوستان، تنها 500 مؤ‌سسه کارآفرینی شروع به کار کرده‌اند، و حتی شرکت‌های بزرگ جهانی برای حل مشکلات خود به کارآفرینان روی آورده‌اند. در واقع چرخ‌های توسعه اقتصادی همواره با توسعه کارآفرینی به حرکت در می‌آیند. در ایالات متحده هر سال بیش از یک میلیون فعالیت تجاری جدید شروع به کار می‌کند. این در حالی است که در ایران حتی یک مؤ‌سسه کارآفرینی در دهه‌های اخیر نداشته‌ایم. از سوی دیگر تغییر فراگیر روش‌ها و نگرش‌ها طی دو دهه اخیر، توجه بسیاری را به آموزش و پرورش و نیز جذب و به کارگیری مدیران کارآفرین سوق داده ‌است. بنابراین از ابتدای دهه 60 توجه بیشتری به کارآفرینان مبذول شد. توجه به کارآفرینی و ایجاد و توسعه آن علیرغم وجود بعضی انگیزه‌های مشخص گام مثبتی در جهت ایجاد فضای مناسب جهت توسعه، افزایش منابع ملی، کاهش نرخ بیکاری، تعادل ساختاری و توسعه در شهرها و روستاها خواهد بود.

2- کارآفرین
واژه کارآفرین از کلمهEntrepreneur (به معنای متعهد شدن) مشتق شده که در اصل از زبان فرانسه به دیگر زبان‌ها راه یافته ‌است. انگلیسی‌ها سه اصطلاح با نام‌های ماجراجو، متعهد و کارفرما را در مورد کارآفرین به کار می‌بردند. از نظر آنها، کارآفرین کسی است که متعهد می‌شود مخاطره‌های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل کند.

در واقع کارآفرین کسی است که نوآوری خاص داشته باشد. این نوآوری می‌تواند در ارائه یک محصول جدید، ارائه یک خدمت جدید، در طراحی یک فرآیند نوین و یا نوآوری در رضایت مشتری و… باشد.

کارآفرینان در واقع به تغییر به عنوان مقوله تعیین کننده می‌نگرند، آنها ارزش‌ها را تغییر می‌دهند و ماهیت آنها را دچار تحول می‌کنند. آنان برای تحقق این ایده، قدرت ریسک‌پذیری خود را به کار می‌گیرند. به درستی تصمیم‌گیری می‌کنند و از این رو هر کس به درستی اتخاذ تصمیم نماید به نوعی کارآفرین تلقی می‌شود.

از نظر «شومیتر» کارآفرین نیروی محرکه و موتور توسعه اقتصادی است. وی مشخصه کارآفرین را نوآوری می‌داند. همچنین «جفری تیمونز» معتقد است که کارآفرین فردی است که باعث خلق بینشی ارزشمند از هیچ می‌شود.

3- کارآفرینی
فرآیندی که بتواند با استفاده از خلاقیت، چیز نویی را همراه با ارزش جدید با استفاده از زمان، منابع، ریسک و به کارگیری همراهان بوجود آورد کارآفرینی گویند. کارآفرینی فقط فردی نیست. سازمانی هم می‌تواند باشد حتی شرکت‌های بزرگ اعم از دولتی و خصوصی هم می‌توانند به کارآفرینی دست زنند. امروزه حتی صحبت از دولت کارآفرین به میان آمده است.

به عقیده «ارتورکول» کارآفرینی عبارت است از فعالیت هدفمند که شامل یک سری تصمیمات منسجم فرد یا گروهی از افراد برای ایجاد، توسعه یا حفظ واحد اقتصادی است. «روبرت نشتات» کارآفرینی را قبول مخاطره، تعقیب فرصت‌ها، ارضای نیازها از طریق نوآوری و تأسیس یک کسب ‌و ‌کار می‌داند. از نظر «پیتر دراکر» کارآفرینی یک رفتار می‌باشد و در واقع بکاربردن مفاهیم و تکنیک‌های مدیریتی، استانداردسازی محصول، بنا نهادن کار بر پایه آموزش می‌باشد.

4- عوامل کلیدی کارآفرینی
شش عامل کلیدی در مورد کارآفرینی وجود دارد که عبارتند از:

شناخت هدف
داشتن افق
بکارگیری خلاقیت‌های ذهنی
جامعه‌گرا و جامعه‌پذیر بودن
شهامت، ابتکار، امیدوار و ریسک‌پذیر بودن
واقع‌بینانه برخورد کردن با تفاوت بین خلاقیت‌ها و فرصت‌ها

5- ویژگی‌های کارآفرینان

تا به حال ویژگی زیادی در خصوص کارآفرینان بیان شده است. همه کارآفرینان در صفات فردی یکسان نیستند اما ویژگی‌های عمومی در آنها وجود دارد که عبارتند از:

خلاقیت و نوآوری
هدف‌گرایی
ریسک‌پذیری
فرصت‌گرایی و فرصت‌شناسی
آینده‌نگری و دوراندیشی
انعطاف‌پذیری
اهل کار و عمل
اعتماد به نفس و خودباوری
واقع‌بینی

6- مزایا و منافع کارآفرینی

کارآفرینی عامل ترغیب و تشویق سرمایه گذاری است.
کارآفرینی عامل تحریک و تشویق حس رقابت است.
کارآفرینی عامل تغییر و نوآوری است.
کارآفرینی باعث ایجاد اشتغال می‌شود.
کارآفرینی کیفیت زندگی را بهبود می‌بخشد.
کارآفرینی موجب توزیع مناسب درآمد می‌شود.
بنابر منافع مذکور، امروزه در تمام سرمایه‌گذاری‌های دنیا سعی بر این است که مغزهای متفکر صنعتی را شناسایی و جذب کنند به دلیل اینکه دنیای امروز، جهان علم و تکنولوژی است و ارزش اصلی تولید در مغز انسان‌ها نهفته است.

7- نقش کارآفرینی در اشتغال
زمانی که کارآفرینان یک شغل جدید را شروع می‌کنند بالطبع حداقل به یک یا چند نیروی استخدامی نیاز دارند تا کارهای خود را سامان بخشند. کارآفرینان به علت قابلیت اشتغال‌زایی که دارند، به کاهش نرخ بیکاری که از اهداف کلان اقتصادی، اجتماعی، دولت‌ها است کمک می‌کنند. بنابراین، کارآفرینی می‌تواند زمینه‌ساز اشتغال نیروی کار باشد و نو‌آوری که در یک فعالیت اقتصادی توسط خود فرد ایجاد می‌شود منجر به ایجاد اشتغال در جامعه می‌شود. بر اساس آخرین نظرسنجی که تحت عنوان فرهنگ کار و نگاه ایرانیان در آن انجام شده است فقط 42 درصد از جمعیت ایران خواهان شغل‌های ثابت اداری و یا در چارچوب شغل‌های وظیفه‌گرایی هستند. این در حالی است که در سال2000 بیش از62 درصد از جمعیت دنیا اظهار داشتند که می‌خواهند دارای شغل مستقل (فعالیت خوداشتغالی) باشند، 34 درصد از کل جمعیت بالا آماده پذیرش ریسک به منظور دستیابی به رضایت شغلی متکی بر فعالیت‌های فردی تأکید داشتند. امروزه روحیه کارآفرینی به شدت در میان جمعیت جوان ایران در حال گسترش است. از طرفی با توجه به شرایط اقتصادی، اجتماعی کشور در حال حاضر، توجه به کارآفرینی بیش از پیش حائز اهمیت شده است. با عنایت به اعمال سیاست‌ کاهش تصدی‌گری دولت و همچنین محدودیت‌های سرمایه‌گذاری در بخش خصوصی، سوق‌دهی جوانان و زنان جویای کار به سمت مشاغل کارآفرینی و خود‌اشتغالی ضرورت می‌یابد. مملکتی که یکی از آغاز کنندگان تمدن بشری بوده احتیاج به جوانانی دارد که کانون‌های تولید و اشتغال را در جامعه تشکیل دهند.

8- آموزش کارآفرینی
پژوهش‌ها نشان می‌دهد که مهمترین عامل مؤثر در حرکت کارآفرینی از قوه به فعل، بروز روحیه کارآفرینی در افراد از طریق آموزش می‌باشد. سازمان بین‌المللی کار (ILO) به منظور ارتقاء کارآفرینی مدیران صنایع کوچک، برنامه‌های آموزشی و مشاوره‌ای با عنوان SIYB در کشورهای مختلف بوجود آورده است. این برنامه‌ها که عملکرد مؤسسات کوچک اقتصادی را بهبود می‌بخشد برحسب توانایی مدیران صنایع کوچک و نوع فعالیت طراحی شده‌اند. قابل توجه است که با طی دوره SIYB، 90 درصد شرکت‌کنندگان با اصول اولیه کسب و کار آشنا شده‌اند و 50 درصد از کارآفرینان مهارت‌های خاص مدیریتی را فرا گرفته‌اند. در حال حاضر ILO در 70 کشور دنیا برنامه SIYB را که هدف آن رشد کارآفرینی در صنایع کوچک است به اجرا آورده است.

9- کارآفرینی در ایران
طی یک دهه از اجرای برنامه SIYB توسط ILO در کشورهای مختلف جهان، بیش از صد هزار کارآفرین تحت آموزش قرار گرفته‌اند. با استفاده از الگوی SIYB و تجارب ارزنده‌ای که از اجرای آن بدست آمده و با توجه به شرایط اقتصاد ایران، چارچوبی برای تشکیل دوره‌های آموزشی کارآفرینی در ایران در قالب طرح «ستاد آموزش کارآْفرینی ایران» (SAKA) طراحی و ارائه شده است. همچنین مؤسسه کار و تأمین اجتماعی با استفاده از منابع بین‌المللی کار (ILO)، طرح آموزش کارآفرینی را در سال 1367 ارائه نمود و همزمان با تدوین نظام جدید آموزشی، در سال 1368 «کارآفرینی» را به عنوان یکی از دروس رشته کار و دانش پیشنهاد کرد.

در طرح آموزش کارآفرینی تأکید شده است که «آموزش برای ایجاد اشتغال با مزد» دیگر تنها راه حل مقابله با مشکل فزاینده بیکاری نبوده و قلمرو آموزش از فرهنگ «برای دیگران کار کردن» فراتر رفته است.

وزارت کار و امور اجتماعی نیز در راستای وظایف و اهداف خود، به کارآفرینی به عنوان یک راهکار مؤثر در ایجاد اشتغال نگریسته و در این زمینه اقداماتی به عمل آورده است. از جمله اهم این اقدامات می‌توان به برگزاری جشنواره اشتغال و کارآفرینی در مهر ماه سال 1383 اشاره کرد. این جشنواره که در تاریخ 14 و 15 مهر ماه سال 1383 در مجموعه فرهنگی ورزشی وزارت متبوع با همکاری سازمان همیاری اشتغال فارغ‌التحصیلان برگزار شد، اهداف زیر را دنبال می‌کرد:

شناسایی و معرفی طرح‌ها و تلاش‌گران برگزیده در حوزه اشتغال و کارآفرینی
ترویج و اشاعه فرهنگ کارآفرینی به منظور ایجاد اشتغال بیشتر
فراهم ساختن زمینه مناسب برای رقابت سازنده در این عرصه.
این جشنواره دارای برنامه‌های آموزشی و ترویجی نیز بود از جمله سه کارگاه آموزشی در زمینه‌های:

روش جذب و تأمین سرمایه برای راه‌اندازی کسب و کار
روش تهیه طرح کسب و کار
مدیریت توسعه بنگاه‌های اقتصادی کوچک و متوسط (SMEs)
همچنین جلسات و نشست‌های تخصصی در زمینه‌های اخلاق و فرهنگ کار، مشاوره شغلی، حقوق و قوانین کار و … نیز برگزار شد.

10- تجارب چند کشور جهان
اولین کشوری که ترویج فرهنگ کارآفرینی را از سطح دبیرستان شروع کرد ژاپن بود. اولین مؤسسه در توکیو در سال 1956 میلادی آغاز به کار کرد. در سال 1958 سازمان آموزش و پرورش ژاپن طرحی را برای اشاعه فرهنگ کارآفرینی تحت عنوان سربازان فداکار اقتصادی ژاپن، پیاده و اجرا کرد. براساس این طرح از افراد از سطح دبیرستان‌ها به مسئله کارآفرینی پرداخته و آموزش دیدند که در حین تحصیل چگونه کار کنند و به دنبال کسب سود باشند و چگونه کشورشان را از وابستگی صنعتی رهایی دهند. به تدریج مسئله کارآفرینی در ژاپن به سطح دانشگاه‌ها هم کشیده شد. اکنون در ژاپن بیش از 250 مؤسسه بزرگ کارآفرینی وجود دارد.

بین سال‌های 1970 تا 1992 میلادی بیش از 96 درصد نوآوری صنعتی که توانست موقعیت ژاپن را در اقتصاد جهانی به یک موقعیت برتر تبدیل کند توسط کارآفرینان صورت گرفت. البته ناگفته نماند حمایت‌های دولت هم در این زمینه نقش مهمی داشته است.

در انگلستان، دولت به دانشگاه‌ها جهت آموزش و کارآفرینی یارانه‌هایی می‌پردازد. در هلند، برای پرسنل SME‌ها آموزش‌های حرفه‌ای گذاشته شد به طوری که در سال 1998، 32 درصد از SME‌ها درگیر آموزش حرفه‌ای بوده‌اند. همچنین در ایتالیا، 855 دوره کسب و کار برای 10000 نفر شرکت کننده در بیش از 20 دانشگاه ارائه شده است.

11- راهکارهای ترویج کارآفرینی
با ضرورت روزافزون نیاز به افراد کارآفرین در جامعه ما به ویژه بعد از انقلاب و دوران سازندگی که با رشد صنعت مواجه هستیم باید تمامی ارگان‌ها با همکاری هم در این زمینه قدم بردارند و هر کدام نقشی را بر عهده گیرند و نقش دولت در این میان از همه مهمتر است. از جمله:

تنظیم و تدوین سیاست‌های بلند مدت و میان مدت در خصوص حمایت از فعالیت‌های کارآفرینی و کارآْفرینان نوپا.
ترویج فرهنگ کارآفرینی و معرفی کارآفرینان نمونه از طریق مطبوعات و قدردانی از آنها.
ساختن فیلم و سریال در مورد زندگی کارآفرینان نمونه و تشویق مردم به سوی کارآفرینی توسط صدا و سیما.
وارد کردن مضامین کارآفرینی در کتاب‌های درسی می‌تواند بذر ایجاد انگیزه کارآفرینی را در کودکان بارور کند.
تبیین شرایط محیطی لازم برای پرورش و رشد استعدادهای کارآفرینی.
برگزاری سمینار، نشر مقاله و ارائه سخنرانی به منظور تغییر دانش و معرفت مدیران و سیاستگذاران و کارگزاران مؤسسات.
گسترش فرهنگ کارآفرینی در بخش دولتی و تعاونی.تدوین دوره‌های آموزشی بلند مدت در چارچوب دوره‌های تحصیلی کارشناسی،‌ کارشناسی ارشد و دکترا در دانشگاه‌ها، ایجاد مراکز آموزشی مستقل و مراکز آموزشی مدیریت در سطح دبیرستان‌ها و مدارس راهنمایی و ابتدایی.
حمایت‌های دولتی و خصوصی جهت فعالیت بیشتر و مطلوب‌تر کارآفرینان.
ایجاد و گسترش صنایع کوچک به منظور بهره‌برداری از ظرفیت‌های خالی اقتصاد کشور.
اصلاح سیاست‌ها و قوانین دست و پاگیر دولتی.
برگزاری جلساتی با حضور کارآفرینان و بیان مشکلات موجود بر سر راه آنان و ارائه شیوه‌های مقابله با آن مشکلات.
معرفی یک روز به عنوان روز کارآفرین تا به عمل آنها ارزش و اعتبار بخشیم. در خاتمه امید آن می‌رود که فضای کشور به گونه‌ای فراهم شود که کارآفرینان بتوانند رشد نمایند و این امر مستلزم همکاری نزدیک محافل علمی و مؤسسات اجرایی برای شناسایی و پرورش و توسعه استعدادهای افراد است تا بتوانیم هر چه بهتر و بیشتر از این ذخایر گرانبها به نحو احسن استفاده نماییم.

1399-09-09

0 پاسخ به "خلاقیت و کارآفرینی"

ارسال یک پیام

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 − دو =

مدرسه عالی مدیریت کسب و کار خلاقان مشهد (اینستاگرام)

MBA مشهد | DBA مشهد